غلامعلى صفايى
46
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و اين جمله يك جملهء مستأنفه بيانى است كه جواب سؤال مقدر است ، به اين كيفيت كه وقتى متكلم گفت : « سقيا » گويا سؤالى در ذهن مخاطب ايجاد مىشود « لمن تريد » و متكلم اين سؤال را در ذهن او خوانده و مىگويد « إرادتى لزيد » يعنى « ارادهء من درباره اين دعا مىباشد براى زيد » . و قابل ذكر است كه لام متعلق به « إرادتى » نمىباشد ، و الّا آن وقت لام تعديه مىشد كه از محل بحث خارج است زيرا ما مىگوئيم اين لام مبيّنه است . و مثال المبينة للفاعلية : و مثال براى هردو قسم لام مبين فاعليت مابعد ، « تبّا لزيد و ويحا له » مىباشد و « تبّا لزيد » مثال براى قسم لام مبين فاعليت كه از قبل معلوم نيست مىباشد و « ويحا له » مثال براى قسم لام مبين فاعليت كه از قبل - به جهت ذكر آن به عنوان مرجع ضمير در قبل - معلوم مىباشد است ، در اين مثال هر دو لام براى بيان فاعليت مجرور آمده است زيرا اصلا اين دو مصدر - تبا و ويحا - متعدى نمىباشند بلكه لازم هستند چون به معناى « خسر و هلك » كه لازم بوده و داراى مفعول نمىباشند است . فإن رفعتهما : در مثال بالا آن دو مصدر به نصب بوده و نصب آنها بنا بر مفعول مطلق است ، امّا اگر هردو به رفع بودند « تبّ لزيد و ويح له » رفع آن دو بنابر ابتدائيت است كه « لزيد » متعلق به فعل يا شبه فعل عموم - « يكون » يا « كائن » - و در محل رفع و خبر براى « تبّ » مىباشد و همين تركيب نيز در « ويح له » جارى است و در اين صورت لام براى تبيين فاعل نمىباشد زيرا اوّلا مابعد اصلا فاعل نيست و ثانيا شرط لام تبيين را ندارد ، زيرا لام تبيين بعد از كامل شدن و تمام بودن كلام قبل استعمال مىشود كه در اين مثال اين شرط وجود ندارد ، زيرا قبل از لام در مثال « تبّ » است كه مبتدا مىباشد و نياز به خبر دارد و كلام نيز هنوز تمام نشده است در حالى كه همانطور كه گفته شد بايد كلام قبل از لام تبيين تمام و يصح السكوت عليه باشد تا لام تبيين و مجرور آن ، خبر براى « ارادتى » محذوف بوده و اين دو روى هم يك جملهء مستقل و مستأنفه بعد از آن كلام يا آنچه كه در حكم كلام است تشكيل داده و در مقام تبيين مفعول فعل قبل باشد به خلاف موردى كه كلمه قبل از لام ،